پیشگفتاری از جلد سوم
روحهای آتش استراتژیکلی خود را آماده دفاع از مرزهای خود می کنند، لشگر خزنده گان آتشین به شدت به پیشروی و نابودی دشمنان ادامه می دهند و سربازان جانباز سوتای(پسرزمان) بدون ترس بسوی هدف خود می تازند،هدف آنان پایان بخشیدن به دیکتاتوری زمان است.
فرشتگان مقربی چون میکائیل و لوسیفر( شیطان قبل از سقوط) برمی خیزند تا سرزمین خدایان را محافظت کنند. در این زمانی که آنان با دشمنان عرش می جنگند اپپ خداوندگار مارهای آتشین با کبری که نیروی توازن و برابری نام دارد به مبارزه می پردازدو سرنوشت این جنگ به کجا خواهد کشید.
در میان این جنگ و لشکرکشی ها موجوداتی ظاهر می شوند ، زیبا و دلپذیر. آنان بانوان و بانو خداوندگاران آغاز مطلق هستند. آنها جوهر و شخصیت عشق و لطافت را بهمراه دارند و در همین حال سلاحی را با خود حمل می کنند بُرنده تر از تیر و شمشیر: سلاح آنان افسون و دلربایی.
در این کتاب بُعدهای زمان و مکان دوباره در هم می شکنند و شخصیتهای پر قدرت این کتاب از دورانهای دور دست فرا می رسند و با نویسنده به گفتگو می پردازند. مکالماتی که بین مهدی زند و این قدرتهای کیهانی صورت می گیرد سندی است بر یک فلسفه جدید و مُهری است بر یک ارتباط نوین.
آنان از هر گونه موضوعی سخن به میان می آورند از سیاست گرفته تا دستهای پنهانی که جهان را حکومت می کنند ، ازمذهب گرفته تا دیگر موجودات زنده کهکشانها و نقش آنان در تکامل و کنترل زمین.
سخن آنان به هر سویی کشیده می شود، آنها از جامعه شناسی و تاریخ گفتگو می کنند، فلسفه و جادو را تجزیه و تحلیل می نمایند و از علم اسرار و خیانت و دورویی آدمیان سخن به میان می آورند..
ازهر مطلبی در این کتاب یافت می شود، از جنگ خدایان گرفته تا پیدایش مارهای انسان نما،از عشق و دلربایی گرفته تا خیانت، دروغ و دورویی و از خلقت فرشتگان مقرب گرفته تا تشکیل کیهانات و ورود بانو خداوندگاران .
اما جالب اینجاست که با نگارش این کتاب و فاش کردن این مطالب زندگی نویسنده نیز دچار تحول و دگرگونی بزرگی گشت. او نیز مجبور شد چون قهرمانان این کتاب با هیاهو ، دروغ ،خیانت و دورویی ها بجنگد. هدف دشمنان شکستن روح و ساکت کردن قلم وی بود. اما تمام این حیله ها، دروغها، نیزنگها در مقابل استمرار قلم درهم شکست، آغاز مطلق به پایان رسید و تولد جدیدی در تاریخ رقم خورد.